حسين بن حسن خوارزمي

737

شرح فصوص الحكم

يعنى : امّ ولد على الحقيقة مرضعه است نه امّ ولادت ، چه حمل « 45 » امّ ولادت ولد را بطريق امانت است ، و ولد بعد از تكوّن تغذى مىكند دم طمث او را بى ارادت والده ، تا او را بر ولد امتنان نباشد ، چه او تغذى نكرد مگر به آن ، چه اگر بدان تغذى نكردى و آن خون از او بيرون نيامدى ، سبب هلاك يا مرض آن ضعيفه بودى . پس جنين را منّت است بر مادرش كه به تغذى آن دم او را از ضرر نگاه داشته است كه اگر محبتش گشتى و بيرون نيامدى يا جنين آن را تغذى نكردى ، سبب هلاكت بودى . « 46 » و حال مرضعه چنين نيست ، چه او به ارضاع ولد قصد حيات و بقاى او كرده است ، لا جرم حق سبحانه و تعالى منّت بيگانه بر موسى روايت نداشت و امر ولادتش را بر ارضاع او گماشت تا غير مادرش « 47 » ولادتش را بر او فضل نباشد و به ديدار او چشمش روشن شود ، و نشو و نماى او را در حجر خويش مشاهده كند و حزن بر وى طارى نشود . و نجاه الله من غم التابوت ، فخرق ظلمة الطبيعة بما أعطاه الله من العلم الإلهي و إن لم يخرج عنها . يعنى : حق تعالى او را نجات داد از اندوه تابوت ، يعنى از اندوه هلاكت بدنش ، لا جرم خرق حجاب طبيعت ظلمانيه كرد به علمى كه روح او را از حضرت الهيه حاصل شد ، و خود را در عالم مقدّس نورانى ديد كه « فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً » « 49 » . و اگر چه بكليّة از طبيعت و احكامش بيرون [ 306 - پ ] نيامده بود . و فتنه فتونا أي اختبره في مواطن كثيرة ليتحقق في نفسه صبره على ما ابتلاه الله به . يعنى : حضرت الهى او را بيازمود در مواطن كثيره - كما قال : « وَفَتَنَّاكَ فُتُوناً » « 50 » - تا متحقّق شود در نفس او صبر بر ابتلاى حق ، چه اكثر كمالات مودعه در انسان ظاهر نمىشود بر وى ، و خارج نمىگردد از قوت به فعل ، مگر به ابتلاء . شيخ عبد الله انصارى مىفرمايد : « بلاى دوست عين عطا است پس از عطا ناليدن عين خطا است » . لا جرم ، بيت : مجوى شادى چون در غم است ميل نگار كه در دو پنجهء شيرى تو اى عزيز شكار

--> « 45 » پا : « حمل » نبود . « 46 » پا : « پس جنين . . . بودى » نبود . « 47 » قا : مادرش . « 49 » س 20 ى 12 . « 50 » س 20 ى 40 .